حسن حسن زاده آملى
61
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
ثقبة سوراخ است و منجل داس « 1 » و بيرم گرد بر « 2 » كلبتان ماشه « 3 » است و كلوب « 4 » انبرو منشار اره « 5 » شيخ وفانى ويفن هم و هرم « 6 » پيراست و زال * حيزبون شهلة عجوز و درد بيش و شهبرة علو « 7 » بالا سفل پستى ذيل دامن قصر كوشك « 8 » * جذم و بنيان و اساس « 9 » اصل است و شرفة كنگره « 10 » مقدم العين است « 11 » و ماقى « 12 » مؤق و موق و مأق و ماق * كنج چشم « 13 » و مؤخرش « 14 » دنباله هازل « 15 » مسخرة
--> ( 1 ) افزارى كه بدان غله دور كنند ( 2 ) بيرم گرده نجار است كه آن را بپارسى اسكنه هم گويند و آنچه سراج چرم را بان سوراخ كند ( كنز اللغة ) ( 3 ) ماشه لغت فارسى است يعنى انبر و آتش و انبر آهنگران بعضى گفته اند بخصوص انبرى كه دو سر او خم باشد كه دلاكان با او دندان گيرند و آهنگران با او آهن را از كوره درآورن د . كلبتان انبور آهنگران ( منتهى الارب ) ( 4 ) كلوب انبور آهنگران و كلاب آهنى را گويند كه در پس پاشنه موزه ( چكمه ) بندند براى راندن اسب ( كنز اللغة ) كلوب كتنور مهمازواره مهمز كمنبر ميخ آهنين كه بر پاشنه موزه رائض ( سواريكه كره اسب را تعليم نمايد و رام كند ) باشد كه بر تهيگاه اسب توسن زند مهماز مثله ( قاموس و منتهى الارب ) ( 5 ) افزارى است نجاران را كه معروف و مشهور است بفتح همزه و تشديد و تخفيف راء ( شارح طالقانى ) ( 6 ) هر پنج يعنى مرد پير و در مصرع دوم هر پنج بمعنى زال يعنى زن پير ( 7 ) علو بحركات عين و سفل بكسر و ضم سين ( 8 ) كوشك بضم كاف تازى و سكون واو و شين بناى بلند را گويند و به عربى قصر خوانند ( برهان قاطع ) ( 9 ) هر سه بمعنى بيخ و ريشه و پايه هر چيز باشد و اصل به همين معنى نيز عربى است بنابر شهرت تفسير بان شده ( 10 ) كنگره بضم حرف اول كه كاف تازى است و سكون ثانى و ضم ثالث كه گاف پارسى باشد بلنديهاى هر چيز را گويند عموما و آنچه بر سر ديوار حصار و قلعه و ديوارهاى ديگر سازند خصوصا و آن را عربان شرفه خوانند ( برهان قاطع ) ( 11 ) مقدم العين نيز صحيح است ( 12 ) اصلش از مئق است بقاعده صرفى مايق شد بعد ماقى ء شد سپس ماقى شد ( 13 ) يعنى هر شش لغت بمعنى كنج و گوشه چشم از طرف بينى مىباشد ( 14 ) مؤخر يعنى دنباله و گوشه چشم از طرف گوش و شين مؤخرش ضمير است راجع به چشم مىشود ( 15 ) يعنى مرد بيهوده . هازل مسخره و مسخرة مردى كه بر او سخريه كنند ( كنز ) مسخره نيز عربى است بنابر شهرت تفسير بان شده .